سيدعباس احمدی: كارشناس مسائل جغرافيايي
مقدمه:
آب هاي جنوب ايران از درياي سرخ تا کرانه هاي سند در پاکستان، در آثار تاريخي و جغرافيايي، درياي پارس ناميده شده است. بخشي از اين آبها، که از تنگه هرمز به سوي باختر تا پيوستنگاه اروندرود و بهمنشير کشيده شده است، خليج فارس(Persian Gulf) نام دارد و بخش ديگر که از تنگه هرمز به سوي خاور تا پيوستنگاه سند ادامه دارد، درياي مکران يا عمان ناميده مي شود.
از ديد زمين شناسي، خليج فارس بازمانده گودال بزرگي است که در دوران هاي گذشته زمين شناسي، فشار آتش فشانهاي فلات ايران و پايداري فلات عربستان در برابر اين واکنشهاي تکتونيکي، سبب ايجاد و توسعه پهنا و ژرفاي آن شده است(عقلمند،1368 :391). از نظر تاريخي، اولين بار رومي ها و يوناني هاي باستان، در پيوندهاي دريايي و سياسي خود با ايران، به دليل بزرگي و پيشرفت سرزمين آبادان پارس، آبهاي جنوب ايران را که به اين سرزمين وابسته بود، درياي پارس نام نهادند؛ چنانکه بزرگي و توانمندي سرزمين پارس در منابع گوناگون نيز دليلي در نام گذاري درياي پارس است. بدين ترتيب در اين نام گذاري نه تنها ريشه ملي و نژادي و عامل ايراني يا عربي دخالتي نداشته است، بلکه بيان درستي بوده که از زبان جغرافيا نگاران و دانشمندان آن روزگار و توسط آنها عنوان گرديده و در تمامي دورانهاي پيشين پذيرفته شده است(افشار،1381 :14).
تاريخچه نام خليج فارس:
خليج فارس از قديمالايام به اين نام معروف بوده است؛ طبق مدارک به دست آمده – به ويژه کتيبهاي که در موقع حفر کانال سوئز از داريوش به دست آمده – اين خليج به نام درياي پارس خوانده شده است. مورخان و محققان خارجي دنياي قديم از جمله هرودت، نئارخوس، استرابون، کورسيوس رومي و نيز محققان اسلامي نظير اصطخري، مسعودي، بيروني، ابن حوقل، مقدسي، مستوفي و ناصر خسرو در آثار و نوشتههاي خود از آن به نام خليج فارس يا درياي پارس ياد کردهاند(عقلمند،1368 :393).
بطلميوس در دو قرن قبل از ميلاد اين خليج را با نام «پرسيکوس سينوس» ياد کرده که به معني خليج فارس است. خليج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هفتم قبل از ميلاد مورد استفاده تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است و تمدنهاي باستاني بابل و بينالنهرين و نيز ايرانيان، يونانيان و اعراب از موقعيت ممتاز و برجسته آن استفاده کرده اند(Matinuddin,1987). در کتاب حدودالعالم به عنوان قديمي ترين کتاب جغرافيا به زبان فارسي – که حدود هزار سال قبل تأليف شده – آمده است: «خليج فارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندک تا به حدود سند» (حدودالعالم؛ به کوشش ستوده،1340 :12).
داريوش هخامنشي و اسکندر مقدوني هر کدام با اعزام نمايندهاي به خليج فارس در باره آن به تحقيق پرداختند. ساسانيان نيز در سواحل جنوبي نيرو پياده کردند و يمن و مسقط را به تصرف خود درآوردند. سپس مسلمانان مدتها بر منطقه تسلط داشتند و از موقعيت ساحلي آن استفاده ميکردند. از قرن شانزدهم پاي قدرتهاي دريايي اروپا به منطقه باز شد. ابتدا پرتقاليها و سپس هلنديها، انگليسيها و فرانسويها به منطقه آمدند و بر تمام يا بخشي از آن حکمروايي داشتند و با ايجاد پايگاههاي نظامي و تأسيسات تجاري، حضور خود را تثبيت کردند(حافظ نيا،1371 :19). از ميان آنها بريتانيا حضور وسيعتر و طولانيتري در منطقه داشت به طوري که خليج فارس «درياي اختصاصي انگلستان» محسوب ميشد (Matinuddin,1987 :11).
فرايند تغيير نام خليج فارس:
نام خليج فارس ريشه در ژرفاي تاريخ و تمدن بشر دارد و تمدن بشر، از آغاز تا سال 1958، نام ديگري بر اين دريا نشنيده بود. دگرگون کردن نام قارهها و درياها و اقيانوسها به دلايل نژادي و نژاد پرستي در تاريخ بشر تا آغاز دوران مدرنيته پيشينهاي ندارد. بر اين اساس تلاش برخي محافل عربي براي دگرگون کردن نام خليج فارس، تلاشي است بي سابقه و به همان اندازه خلاف عرف و اخلاق که همه اصول علمي و اخلاقي بشر متمدن را به چالش ميگيرد. سابقه اين تلاش نيز به دهه 1930 باز مي گردد؛ دوراني که سر چارلز بلگريو (Sir Charles Belgrave) نماينده سياسي بريتانيا در خليج فارس، به عنوان «مشاور امير بحرين» در خدمت استعمار بريتانيا بود. وي در برابر ادعاي تاريخي ايران نسبت به بحرين برآشفت و در جهت مقابله با ايران و ايراني بودن نام آن دريا تلاش نمود. او پروندهاي را براي دگرگون کردن نام خليج فارس به خليج عربي فراهم آورد و آن را به دولت خود تقديم کرد (مجتهدزاده،1383 :9).
در سال 1958 عبدالکريم قاسم در عراق کودتا کرد و داعيه رهبري دنياي عرب را در سر پروراند. وي دشمني با ايران و فارسي زدايي از خليج فارس را در پيش گرفت و نام ساخته و پرداخته شده بلگريو، يعني عنوان ساختگي خليج عربي را براي خليج فارس اعلام نمود. در کودتاي ديگري در سال 1968، حزب بعث حکومت بغداد را به دست گرفت و مبارزه تبليغاتي دهشت انگيزي را براي دگرگون کردن نام خليج فارس آغاز نمود.
پيش از روي کارآمدن رژيم بعث در عراق، در اوج هيجانهاي نژادپرستانه «پان عربيستي» مصريان، در سال 1962 بود که عبدالناصر در رقابت با عبدالکريم قاسم بر سر رهبري دنياي عرب، در يک سخنراني پر هيجان، در ناميدن خليج فارس از واژه خليج عربي استفاده کرد. وي فراموش کرده بود که پيش از آن تاريخ در تشريح دامنههاي جغرافيايي دنياي عرب، بارها نوشته و فرياد برآورده بود که دنياي عرب پهنهاي است «من المحيط الاطلسي الي الخليج الفارسي» (مجتهدزاده،1383 :11).
آخرين مورد از اين تلاش ها توسط مؤسسه «National Geographic» در نوامبر 2004 بود که به واکنش گسترده ايرانيان منجر شد. اين مؤسسه مشهور که از سال ها پيش در زمينه تحقيقات جغرافيايي و انتشار اطلس هاي جهاني فعاليت دارد و ماهنامه اي را نيز به همين نام منتشر مي کند، در اطلس منتشر شده خود در تاريخ يادشده، نقشه اي را از منطقه خاور ميانه به چاپ رساند که در آن عبارت خليج عربي در کنار واژه خليج فارس در داخل پرانتز درج شده بود. در اين نقشه همچنين در کنار نام جزايرسه گانه ايراني، عبارت «اشغال شده توسط ايران» و «مورد ادعاي امارات» با رنگ قرمز نوشته شده است(www.mapmachine.nationalgeographic.com). اين پديده بيدرنگ مورد اعتراض ايرانيان قرار شد. روزنامه آفتاب يزد در 21 نوامبر گزارش داد: ايرانيان سراسر جهان در واکنش به اقدام اين مؤسسه جغرافيايي به طور گسترده از طريق سايت هاي اينترنتي و وبلاگ ها به اين مسأله اعتراض کرده اند.آنان همچنين لينک اين اطلس را براي ديدن نقشه روي وبلاگ هاي خود قرار داده اند (روزنامه آفتاب يزد، 21 نوامبر 2004). برخي مقامات دولتي ايران نيز از اقدام موسسه National Geographic به عنوان «اشتباه بزرگ و عجيب» ياد کردند و توزيع اين نشريه را در ايران و ورود خبرنگاران آن را به کشور ممنوع کردند و لغو ممنوعيت ها را به تصحيح اطلس جغرافيايي ذکر شده منوط نمودند. حسن روحاني دبير سابق شوراي امنيت ملي از جمله کساني بود که در اظهار نظري جدي بيان کرد: «همانطور که نبايد مرزهاي جغرافيايي را تغيير داد، نام هاي جغرافيايي و تاريخي را نيز نبايد تغيير داد».(BBCPersian.com,22 November 2004).
به اين ترتيب بحث بر سر خليج فارس در محافل دانشگاهي ايران، رسانه ها، روزنامه ها، سايت هاي اينترنت و ميان مردم کوچه و بازار به شدت بالا گرفت. به عنوان نمونه اي از اين اعتراض ها، ايرانياني که از اينترنت بيشتر استفاده مي کنند دست به اقدامي هماهنگ و گسترده زدند. آنها در شبکه اينترنت صفحه اي به اسم خليج عربي ايجاد کردند، اما وقتي کاربران وارد اين صفحه مي شدند اين جمله را مي ديدند: «خليجي با اين نام در دنيا وجود ندارد». همچنين به جستجوگران خليج عربي توصيه شده بود که کتابهاي تاريخي را مطالعه کنند تا متقاعد شوند که نام خليج فارس صحيح است نه خليج عربي(BBCPersian.com,25 November 2004).
نمونه هايي از واکنش هاي نهادهاي دولتي و مردمي ايران که در روزنامه ها منعکس مي شد به اين شرح مي باشد:
- انتشارات فراگاه در پاسخ به اقدام نشنال جئوگرافيک مجموعه شعر خليج فارس را منتشر مي کند. (روزنامه همشهري،4 بهمن 1383).
- سازمان ملي جوانان جشنواره فرهنگ جوانان خليج فارس را با هدف تأکيد کردن بر عبارت خليج فارس در بوشهر برگزار مي کند(روزنامه همشهري،8 بهمن 1383).
- نمايشگاه بين المللي كتاب تهران در سال 1384 با شعار خليج فارس نام گذاري شد.
- ...
از جمله پيشنهاداتي که توسط مردم عادي ايران براي مطرح شدن بيشتر خليج فارس ارائه مي شدند عبارتند بودند از :
- اختصاص بخش ويژه اي به خليج فارس در کتب درسي دانش آموزان
- نامگذاري خيابان ها، مدارس و ساير اماکن عمومي با عنوان خليج فارس(جنوبي ترين خيابان يا بزرگراه در هر شهر)
- برگزاري همايش هاي سالانه مرتبط با خليج فارس
- نامگزاري يکي از شرکت هاي فعال در امور نفتي به نام اين خليج
- نامگزاري يکي از شرکت هاي دولتي حمل و نقل هوايي به نام خليج فارس
- و ...
در برخي از محافل دانشگاهي ايران اين سؤال مطرح مي شد که چگونه مؤسسه اي که بايد دژي مستحکم براي مراقبت از جغرافيا و اسامي واقعي نقاط مختلف جهان باشد، تغييري را در نام يک منطقه مهم جغرافيايي اعمال کرده است که با هيچ يک از معيارهاي علمي همخواني ندارد؟ بايد از جغرافيدانان معتبر دنيا اين سؤال را پرسيد که آيا موافقيد به خاطر کشمکش هاي سياسي، مشخصه هاي جغرافيايي يک منطقه تغيير کند؟(روزنامه ايران، 7 آذر 1383).
انجمن ژئوپليتيک ايران به عنوان يک انجمن علمي در زمينه جغرافياي سياسي و ژئوپليتيک در بيانه رسمي خود اقدام مؤسسه نشنال جئوگرافيک را در تغييرات اعمال شده، محکوم کرد و آنرا حرکتي سياسي و جانبدارانه بدون در نظر گرفتن واقعيت هاي تاريخي ارزيابي کرد. در اين بيانه تصريح شده بود: با توجه به اينکه اقدام فوق مغاير با مصوبه رسمي مجمع عمومي سازمان ملل متحد در تثبيت نام خليج فارس در اسناد و مدارک رسمي مي باشد، از اين رو به مجامع علمي و دانشگاهي ايران توصيه مي شود از خريداري و استفتده از اطلس مورد نظر خودداري کنند(خبرگزاري ايسنا،15 /9 /1383).
فصلنامه تحقيقات جغرافيايي به عنوان معتبرترين نشريه علمي پژوهشي در زمينه جغرافيا در ايران در روي جلد خود تصويري از خليج فارس را قرار داده بود که نشان مي داد نام اين خليج در نقشه هاي معتبر بين المللي خليج فارس است. در زير اين نقشه اين عبارت جلب نظر مي کند: خليج فارس هميشه بوده، هست و خواهد بود(فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره پياپي 72، به سردبيري دکتر پاپلي يزدي).
در اقدامي شايسته، دهم ارديبهشت به عنوان روز ملي خليج فارس تعيين شده است. روزي كه بايد براي تمام ايرانيان در سراسر دنيا يادآور تلاش براي حفظ هويت تاريخي و جغرافيايي آنها باشد. بدون شك خليج فارس را مي توان حريم هويتي ايران و تمام ايرانيان محسوب كرد. اميد آنكه دغدغه ها و تلاش هاي مسؤلين و شهروندان ايراني زمينه اي فراهم نمايد تا پس از اين، نهادها، مقامات و مجامع كشورهاي بيگانه به خود اجازه ندهند دست به تغيير نام آشكار واقعيت هاي جغرافيايي بزنند.