آذربایجان
خاک آذربایجان ای سرزمین افتخار
ای به دین مرزداران مرزداری سر به دار
ای هوایت عنبر آگین باغ و راغت مشکبیز
جویبارت مشکبار و کوهسارت مشکسار
راسخ و نستوه و بشکوه و ستبر و سرفراز
راست چون سرو تناور در گذار روزگار
افسری بر فرق دانش چون تو را علامه هاست
سروری بر چامه سازان زانکه داری شهریار
راست گفتندم که ایران پیکر و این خطه سر
دارم این در گرانسنگ از نیاکان یادگار
آن امام راستان خواندت هماره پیشتاز
وه چه خوش نامی بهین فخری چو زمزم خوشگوار
در ملایر یافتم نشو و نما اما دلم
می زند پیوسته پر با نام و یاد آن دیار
هر کجا نقش هنر دست تو در آن نقشبند
هر کجا رنگ شرف رنگ تو بر آن آشکار
فارسی همواره رنگ و روی و رونق از تو داشت
حجتم خاقانی و صائب نظامی شهریار
بوسه بر کوه و در و دشتت زنم وین بوسه را
می ستایم زانکه دارد زاوستادم یادگار
راد زی آباد زی وز هر غمی آزاد زی
تا دماوند و سبالان و سهند است استوار
اولین در سفتنم در چامه در مدح تو بود
زیبدم گر آفرین آید ز عرش کردگار