13رشته پرطرفدار کنکور

 
، در کنکور سال گذشته 13 رشته پرطرفدار رشته های مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی عمران، مهندسی معماری، مهندسی صنایع گروه آزمایشی ریاضی و فنی، در رشته های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی در گروه آزمایشی علوم تجربی و در رشته های حقوق، روانشناسی، حسابداری در گروه آزمایشی علوم انسانی اعلام شده بود.
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور آخرین وضعیت ظرفیت 13 رشته پرطرفدار کنکور شامل رشته های برق، مکانیک، کامپیوتر، عمران، معماری، صنایع، پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، دامپزشکی، حقوق، روانشناسی و حسابداری را اعلام کرد.

محمد حسین سرورالدین در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در جلسات رسمی وزیر علوم تأکید کرده است که نباید در کل ظرفیت رشته های کارشناسی در کنکور 89 کاهش داشته باشد حتی می تواند افزایش نیز داشته باشد اما دانشگاههای مختلف روند مختلفی را باید در پذیرش دانشجوی کارشناسی داشته باشند.

وی اظهار داشت: بر این اساس دانشگاههای مادر باید تا حدودی ظرفیت کارشناسی را پائین بیاورند و در مقابل در دوره های تحصیلات تکمیلی افزایش ظرفیت داشته باشند.

رئیس سازمان سنجش تأکید کرد: به طور قطع به همین میزان که در دانشگاههای مادر ظرفیت دوره های کارشناسی کاهش می یابد در سایر دانشگاهها افزایش می یابد.

وی درباره میزان کاهش و افزایش ظرفیت دوره های کارشناسی در دانشگاههای کشور گفت: این میزان از یک رشته به رشته دیگر و از یک دانشگاه به دانشگاه دیگر متفاوت است و به طور قطع در 13 رشته پرطرفدار مانند سال گذشته کاهشی داده نمی شود یعنی ظرفیت این رشته های پرطرفدار در دانشگاهها تغییری نمی کند.

به گزارش مهر، در کنکور سال گذشته 13 رشته پرطرفدار رشته های مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی عمران، مهندسی معماری، مهندسی صنایع گروه آزمایشی ریاضی و فنی، در رشته های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی در گروه آزمایشی علوم تجربی و در رشته های حقوق، روانشناسی، حسابداری در گروه آزمایشی علوم انسانی اعلام شده بود

برای اویی که تنها خواندمش

 

 

 

« آنكه كمال يافته فاتحانه به مرگ خويش مي ميرد، در ميان حلقه‏اي از اميدواران و نويد بخشان»(نيچه،84،1382)

هيچگاه فراموش نمي كنم كه در دوره كارشناسي، به دنبال يافتن راهي در رابطه با سو‏گم‏كرده‏گي‏هاي فلسفي خويش در علم جغرافيا، با ولعي تمام كتاب « انديشه هاي نو در فلسفه جغرافيا» استاد را خواندم و همان كتاب پنجره‏اي گشود رو به عرصه‏اي و فرجامي، كه امروز اعتقادم را به جغرافيايي آنارشي شكل داده است. دكتر حسين شكويي، استاد نمونه و چهره ماندگار علم جغرافيا، براي من، بي آنكه او را ببينم‏ يا كه بشنوم نقش استادي را داشت كه تنها مي خواندمش. آثار او حكايت ترحم باراني است بر كوير علم جغرافيا در ايران كه كه عطش سوزان انديشه فلسفي را در اين علم فرو مي نشاند.

استاد با تاكيدي كه بر مطالعات فلسفي در جغرافيا داشت، راهنمايي بود كه گذار از پس كوچه هاي پوزيتيويسم به ارث مانده از « فسيل‏هاي آگوست كنتي» را تسهيل مي نمود و تفكر فلسفي و همتنيدگي فلسفه و جغرافيا را به من و امثال من مي آموخت، تا با چنين دستاويزي از مضحكه جدال دترمينيسم و امكان گرايي، پا پيش‏تر بگذاريم و وجود جهان سومي خود را در فراخوان جدال بود و نبود به تفكري والاتر بي آرايم. تفكري كه ضرورت شناخت رنج تبار انساني را در پس توليد فضايي، جغرافيايي سرمايه داري پيش مي‏كشيد و بر آونگ نظريات فلسفي در تحليل هاي جغرافيايي براي چنين شناختي تاكيد مي كرد.« ديدگاهها و مكتب‏هاي جغرافيايي، اين مهم را به ما مي آموزند كه در جهان امروز، علم بي طرف وجود ندارد. از اين رو تحليل پديده‏هاي جغرافيايي، چهره‏هاي بي نقاب مي طلبد»(شكويي،10،1382)

استاد ، درد مشتركي را فرياد مي كرد كه انحراف علم جغرافيا در ايران به بيراه مترسك هاي توصيفي، تحليل هاي وارونه پوزيتيويستي و خداپنداري‏هاي تكنولوژيكي، كه تقليد مضحكي و دست چندمي از غرب بود را سبب گرديده بود. اين درد به زعم استاد فقدان تفكرات فلسفي در جغرافيايي ايران بود(شكويي،1364). هرچند اين فرياد در گوش «والا تباران» جغرافيا انعكاسي همچون زمزمه اي از دور داشت و جز اندكي، باقي بي سبب.... چرا كه توسعه گرايي بر بنيان كميت، دلبري مي كرد و شيفتگان تعميم كلي ، دلخوش استقرايي جزيي بودند و انگار هنوز خبر « مرگ انقلاب كمي» را در غرب ، زادگاهش نشنيده اند. هماني كه ديويد هاروي از جغرافيدانان بزرگ جهان از آن بر مي گردد و درمقدمه كتاب خود « عدالت اجتماعي و شهر» به نقد چنين نگرشي مي پردازد(هاروي،1376) در حالي كه خود در آغاز و در اولين كتاب خود « تبيين در جغرافيا» از منظر اين ديدگاه به تحليل پرداخت. تحول در انديشه در انسان هاي بزرگ هميشه نشاني از كمال داشته است. حتي خود استاد نيز از تحول فكري خود مي گويد و در جايي ديگر از آن سخن مي گويد «در ده سال اول خدمتم در گروه جغرافياي دانشگاه تبريز، شارح جغرافياي سرمايه داري كشورهاي امريكا و انگلستان بوده‏م كه با تاليف كتاب ( حاشيه نشينان شهري و سياست خانه ها ارزان قيمت ) ، تا حدودي از اين غفلت رها شدم و بعد از آن ، سعي كردم تا از تجديد چاپ كتاب هاي قبلي‏ام خودداري گردد. تاسف بار است گفته شود كه هنوز هم به اين تفكرات كهنه و استعماري ، رساله دكتري نوشته مي شود»(شكويي،23،1383).بماند كه امروزه در اين ميان، خداپنداري‏هاي تكنولوژيكي نيز گوي سبقت از جولان بي مايگي در عرصه جغرافياي ايران ربوده‏اند و دلخوش سيري چند ، دوكيشوت وار به عرصه هاي بي بازگشت مي تازند.

اينگونه بود كه آثار استاد، تاب سرپيچي مي داد، سرپيچي از انجماد حاكم در جغرافيا كه پاسداشت دار ركود و سكون است. آخرين كتاب استاد « فلسفه هاي محيطي و مكتب هاي جغرافيايي»، نشان از گشودن عرصه هاي فراخي دارد كه  مستعد جولان دادن است و به چالش كشيدن هر آنچه كه منجمد مي كند. زيرا به اعتقاد استاد  در مقدمه كتاب« با تجربه چهل ساله‏ام در جغرافيا، به اين نتيجه رسيده‏ام كه اگر با همه انديشه ها و مكتب‏هاي جغرافيايي آشنا نشويم در مطالعات جغرافيايي، در باتلاق سطحي انديشي فرو مي رويم»(شكويي،10،1382). استاد در جايي ديگر و به تفصيل پيرامون تاكيد خود بر بنيان هاي فلسفي مي پردازد و نتيجه مي گيرد كه « كره زمين و پديده‏هاي جغرافيايي آن را نه جغرافي دانان ، بلكه فلسفه هاي محيطي ، فلسفه هاي سياسي و اقتصاد سياسي شكل داده‏اند. پس تنها با شناخت ايدئولوژي‏ها و فلسفه‏هاي محيطي مي توان به جغرافياي كاربردي و برنامه ريزي هاي محيطي دست يافت» ( شكويي،21،1383).  

استاد جدال بود و شد را تا اوج شد پي گرفت و بستري آراست تا نسلي به پا خاست كه بيشتر دل نگران انسان بود تا تشويش سرمايه زيرا خود نيز جز اين نبود« در اين كتاب، به حرمت انسان، بيش از پاسداري از مرز جغرافيا تاكيد شده است. اصولاً در زمان ما ، مرزهاي علم در جهت زندگي مطلوب انسان، شكسته مي شود و حالت ميان رشته‏اي جغرافيا، بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد»(شكويي،10،1382).

نبايد فراموش كرد جغرافيايي ايران بدون دكتر حسين شكويي چيزي كم داشت و حال بودن او امروزه يقيناً بسياري چيزها كم خواهد داشت. هرچند ديگر استاد را نه مي توان ديد و نه مي توان شنيد ولي فراموش نكنيم هنوز نيز مي توان اور را خواند و باران را در پس واژه، واژه هاي آثارش مهمان كوير علم جغرافيا نمود. باور كنيد تنها راه ممكن براي بيرون آمدن از اين انجماد همين است. روحش شاد و راهش هميشه آباد.

جغرافياي سياسي 4

دوران انزوا
زیاده‏روی گئوپلیتیک آلمان، جغرافیای سیاسی را پس‎ ‎از جنگ جهانی دوم در محاق فرو برد. هارتشورن جغرافیدا‏ن آمریکایی، در سال ۱۹۵۴ با‏‎ ‎ارائه رویکردی کارکردی به جغرافیای سیاسی برای سیاست‏زدایی از آن، معتقد بود‎ ‎جغرافیای سیاسی نه تنها باید به شکل‏دهی استراتژی‏های سیاسی توجه کند، بلکه باید به‎ ‎پویایی‏های داخلی و ‏عملکردهای خارجی حکومت نیز توجه نماید.
جغرافیای سیاسی که بلافاصله پس از جنگ دوم تجربه شد تفاوت کمی با ‎جغرافیای ناحیه‏ای داشت و به طور ‏گسترده‏ای بر روی حکومت سرزمینی، به عنوان موضوع‎ ‎مورد مطالعه آن تمرکز یافت. این خود سانسوری دو ‏نتیجه در پی داشت: نخست، جغرافیای‎ ‎سیاسی از توسعه تئوریک صورت گرفته در سایر شاخه‏های جغرافیا به ‏ویژه در زمینه‎ ‎انقلاب کمی دهه ۱۹۶۰ عقب ماند؛ دوم، جغرافیای سیاسی در درون جغرافیا به حاشیه رانده‏‎ ‎شد.


دوره احیا
در اواسط دهه ۱۹۷۰ ریچارد مویر جغرافی‏دان انگلیسی تلاش‏هایی را برای احیای‎ ‎جغرافیای سیاسی آغازکرد. از دهه ۱۹۸۰ جغرافیای سیاسی رویکرد اقتصاد سیاسی را به طور جدی‏‎ ‎اتخاذ کرد. یکی از افرادی که تلاش ‏می‏کند اقتصاد سیاسی را در جغرافیای سیاسی مطرح‎ ‎کند. پیتر تیلور پایه‏گذار مجله معروف political ‎geography ‎می‏باشد که در تحلیل ‎نظام جهانی از آن استفاده می‏کند‎.
از اواخر دهه ۱۹۸۰ و طی دهه ۱۹۹۰، بعد فرهنگی‎ ‎جغرافیای سیاسی رشد یافت. در این بخش مسائلی مانند هویت ملی، شهروندی، درگیری‏ها و‎ ‎برخوردهای میان فرهنگ ‏ها، جغرافیای مقاومت، نقش چشم‏انداز در هدایت و ‏چالش قدرت‎ ‎مورد مطالعه قرار گرفت. تحت تأثیر مباحث میشل فوکو ، جغرافیدانانی مانند سیمون‎ ‎دالبی و ‏اوتوتایل رویکرد «ژئوپلیتیک انتقادی» را مطرح کردند. این رویکرد به آزمون‎ ‎و بررسی نقش استعاره‏های ‏جغرافیایی مانند هارتلند و کانتینمنت در پی‏ریزی‎ ‎استراتژی‏ها و کشف تأثیر رسانه‏های فرهنگی مانند فیلم، ادبیات، ‏گزارش‏های خبری و‎ ‎کارتون در دانش ژئوپلیتیک همت گمارد‎.
امروزه علاوه بر بعد فرهنگی، بعد فمنیسم ‎‎نیز تحت تأثیر تئوری ‏های فمنیستی گسترش یافته است. برخی تلاش‏ها ‏برای جغرافیای‎ ‎سیاسی فمنیستی صورت گرفته است، اما تعاملات با فمنیست‏ها ماهیت مردانه جغرافیای‎ ‎سیاسی ‏سنتی را روشن کرده است و راه‏هایی را برای بهبود این وضع پیشنهاد می‏کند.


دانشجويان محصل در انگليس به ايران برگردند

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، حسين نادري‌منش معاون آموزشي وزارت علوم امروز در نشستي خبري با بيان اينكه گزارش مختصري از طرح آمايش به كميسيون آموزش مجلس ارائه شده است، گفت: بر اساس طرح آمايش وضعيت آموزش عالي فعلي كشور بدست آمده است.

وي با بيان اينكه 40 درصد دانشجويان كشور در 5 رشته تحصيل مي‌كنند، گفت: 40 درصد دانشجويان كشور در 5 رشته تحصيلي به ترتيب: حسابداري، حقوق، مديريت، مهندسي برق و مهندسي كامپيوتر تحصيل مي‌كنند.

وي گفت:‌ در حال حاضر توزيع جمعيت دانشجويي در سطح كشور و دانشگاه‌ها منطقي نيست. تنها عوامل توسعه بر اساس تقاضامحوري و ظرفيت ايجاد شده است.

وي گفت: نيازهاي كشور بررسي مي‌شود و برنامه‌ بالادستي سهم هر كدام از دانشگاه‌ها مشخص مي‌شود؛ ضمن اينكه هماهنگي‌هايي نيز با وزارتخانه‌هاي مختلف كشور صورت پذيرفته است.

وي درباره رشد علمي كشور طي سال‌هاي اخير گفت:‌ رشد علمي ايران بر اساس شاخص مقالات ISI بيش از 11 برابر ميانگين جهان است. در سال 1999 يعني حدود 10 سال قبل مقالات بين‌المللي كشور بيش از هزار مقاله بود درحالي كه اين آمار در حال حاضر به بيش از 14 هزار مقاله رسيده است.

وي ادامه داد: تعداد دانشجوي كشور نسبت به اول انقلاب بيش از 20 برابر شده است، همچنين تعداد مؤسسات آموزش عالي از 200 مؤسسه به 2 هزار مؤسسه رسيده، يعني بيش از 10 برابر رشد داشته است. درحال حاضر به طور متوسط 70 تا 80 درصد دانشجويان دانشگاه‌هاي كشور بومي هستند.

وي گفت: درحال حاضر 19 درصد جمعيت دانشجويي كشور در دانشگاه‌هاي دولتي تحصيل مي‌كنند و بيش از 80 درصد آموزش عالي در بخش خصوصي است. درحال حاضر بيش از 260 مؤسسه خصوصي غير انتفاعي در حال فعاليت هستند و اين درحالي است كه بعضي از اين مراكز در بخش كارداني و كارشناسي براي پذيرش دانشجو دچار مشكلات مهمي هستند.

نادري منش ادامه داد:‌ درحال حاضر گلوگاه پذيرش دانشجو در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراست. درحال حاضر بيش از 800 هزار نفر خواستار ورود به مقطع كارشناسي ارشد هستند درحالي كه ظرفيت پذيرش 100 هزار نفر است.

وي گفت:‌بايد همت جدي در نوسازي و ارائه تسهيلات جديد آزمايشگاهي داشته باشيم. وزارت علوم در اين قسمت نيازمند جذب بودجه‌هاي جدي است.

وي درباره فراخوان فرزندان دانشجوي مسئولان كشور كه در كشور انگليس تحصيل مي‌كنند گفت: هيئت دولت مطرح كرد كه فرزندان مسئولاني كه در كشور انگليس تحصيل مي‌كنند به كشور برگردند. اين برگشت به كشور فقط مخصوص فرزندان مسئولان كشور نيست بلكه ساير دانشجويان نيز براي جلوگيري از سوء استفاده اين كشور بايد به كشور باز گردند.

وي درباره جايگزيني اين دانشجويان گفت: دانشجوياني كه بر اين اساس به كشور برمي‌گردند با توجه به هم ترازي در دانشگاه‌هاي هم تراز جايابي مي‌شوند.

وي درباره آزمون سراسري دكترا گفت: از 4 سال قبل بحث برگزاري آزمون سراسري دكترا مطرح بوده است. هم داوطلبان و هم دانشگاه‌ها براي پذيرش دانشجوي دكترا مشكلاتي داشتند. آموزن دكترا براي امسال به صورت سراسري برگزار نمي‌شود و اميدواريم پايلوت آن براي بهمن در تعدادي از دانشگاه‌ها كه ظرفيتشان پر نشده است اجرا شود.

وي درباره ظرفيت دانشگاه‌ها در مقطع كارشناسي ارشد گفت: براي افزايش ظرفيت كارشناسي ارشد مواردي همچون تجهيزات، ‌استاد راهنما و خوابگاه بايد مورد بررسي قرار گيرد.
انتهاي پيام/ع

منبع: خبرگزاری فارس